مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

إحقاق الحقّ وإزهاق الباطل - الجزء 28 - شهاب الدين المرعشي النجفي

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 296 من 676

از اينجا شروع در صلوات است بر حضرت امام محمد باقر عليه‌السلام. وآن حضرت بعد از پدر خود ، امام زين العابدين (ع) امام است به قول اماميه واكثر شيعه. وزيديه بر آنند كه امام بعد از امام زين العابدين (ع) برادر امام محمد باقر (ع) ، زيد بن على است ، وزيد هم از اكابر سادات فاطمى است. وامامت امام محمد باقر (ع) به نص امام زين العابدين ثابت شده ، وبه آيات ، كه دلالت بر امامت او مى كند. وآن حضرت را القاب است :

الطيّب الطاهرة النور الباهرة

آن حضرت پاك وپاكيزه است از آلايش هر چيز كه در عصمت وطهارت قدح كند. واين اشارت است به عصمت آن حضرت كه از لوازم امامت است ، وآن حضرت نور روشن است وبه اين اشارت است به انكشاف باطن واطلاع آن حضرت بر امور مغيبه ، به تعليم الهى كه از اوصاف ائمه است.

يكى از محبان اهل بيت روايت كرده كه نوبتى از دروازه بقيع بيرون رفتم ومتوجه اعالى مدينه بودم كه خرما به سلم بخرم. در بيرون دروازه ، امام محمد باقر (ع) را ديدم كه از اعالى مدينه باز مى گشت وبه شهر مى رفت. گفتم : السلام عليك يا بن رسول الله ، جواب سلام داد وفرمود : به كجا مى روى؟ گفتم : بيرون مى روم كه در اعالى مدينه خرما به سلم بخرم ، فرمود : آيا ايمن شده ايد امسال از ملخ. اين سخن فرمود وبه شهر در رفت ومن آمدم وخرما به سلم خريدم. چون وقت قطع خرما شد ملخ آمد وهر چه سبز بود تمامى بخورد واين از آيات علوم غيبيه بود كه از نور باطن آن حضرت ظاهر شد.

ديگرى از محبان اهل البيت روايت كرده كه نوبتى در سال ، صد وبيست دينار طلا صرف كردم در زمين وخيار ودستسورى مزروع داشتم. چون وقت محصول شد ملخ آمد وتمامى آن خيار ودستسورى را بخورد. صباح آن شب كه ملخ آمد

الصفحة 296 من 676