مجلس بیست و ششم در باب گربهای که بچههایش را میخورد
ابوالفتح محمد بن حسن -رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ- گفت: اسد بن هیثم به من حدیث کرد، گفت: از ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی -نَضَّرَ اللَّهُ وَجْهَهُ- درباره گربهای که بچههایش را میخورد پرسیدم. پس ابوعبدالله حسین بن حمدان -نَضَّرَ اللَّهُ وَجْهَهُ- گفت: من از یحیی بن معین درباره این موضوع پرسیدم. پس یحیی بن معین -عَلَيْهِ السَّلَامُ- گفت: به خدا سوگند من و گروهی در راهروی خانه مولا -عَزَّ عَزُّهُ- بودیم و منتظر اجازه ورود بودیم که از اسحاق پرسیدم. پس به او گفتم: ای ابویعقوب علمِ این گربه که بچههایش را میخورد چیست؟ شنیدهات را در این باره به من بگو. اسحاق گفت: همانا سرشت درندگان، دریدن و خوردنِ یکدیگر است، به ویژه گربه زیرا او از جنس شیر است. یحیی بن معین -عَلَيْهِ السَّلَامُ- گفت: ای ابویعقوب، شیر که بچههای خود را نمیخورد، و در میان حیوانات جز گربه کسی نیست که فرزندانش را بخورد. یحیی بن معین -عَلَيْهِ السَّلَامُ- گفت: ما در میان چنین گفتگویی بودیم که ناگاه ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- فرا رسید. پس همگی برخاستیم و به او سلام کردیم. هنگامی که نشست، به ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- گفتم: ای سرور من، من از ابویعقوب درباره فلان و بهمان پرسیدم و او چنین و چنان به من پاسخ داد. شنیدههای شما ای سرور من در این باره چیست؟ پس ابوشعیب -مِنْهُ




