نشست و سرور ما ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- نیز در کنار ایشان نشست و به ما فرمان دادند که بنشینیم. سرور ما، نمیری -مِنْهُ السَّلَامُ- فرمود: سخنت را تکرار کن ای ابن جندب. محمد بن جندب -عَلَيْهِ السَّلَامُ- گفت: ای مولای من، من از اسحاق درباره فرموده سرور ما محمد -عَزَّ عَزُّهُ- : الکالی بالکالی پرسیدم، پس او پاسخی به من داد که شما شنیدید ای سرور من. ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- فرمود: هر چیزی ناگزیر از باطن و ظاهری است، و اگر مولا -عَزَّ عَزُّهُ- به من فرمان دهد که پاسخ دهم، پاسخ خواهم داد. پس مولا -عَزَّ عَزُّهُ- به ایشان فرمود: سخن بگو ای ابوشعیب، و با آنچه در تمام کَورها و دَورها از ما شنیدهای پاسخ بده؛ زیرا تو همان «لام» هستی که بر عوالم معطوف گشتهای، تو علمِ پنهان ما، و رازِ به ودیعه نهاده شده ما هستی. پس ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- فرمود: کالی به معنای حفظکننده و نگهبان است. همانگونه که او -عَزَّ وَجَلَّ- فرموده است: ﴿بگو چه کسی شما را در شب و روز در برابر عذاب خدای رحمان حفظ میکند؟ 1﴾پس باب -مِنْهُ السَّلَامُ- عوالم را حفظ میکند و نگهبان آنان است و با علم آنان را یاری میرساند. و میم که جلالت و تعظیم برای ذکر اوست نگهبان و حفظکننده باب -مِنْهُ السَّلَامُ- است، و معنی -عَزَّ عَزُّهُ- نگهبان و حفظکننده میم که جلالت و تعظیم برای ذکر اوست میباشد. و این است معنای فرموده او: الکالی بالکالی، یعنی هر حفظکنندهای، حفظکنندهای دارد؛ پس معنی -عَزَّ عَزُّهُ- حفظکننده تمام حفظکنندگان است. محمد بن جندب -عَلَيْهِ
1سوره انبیاء، آیه 42




