مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

مجـالـس نـمـیـریـه - محمد بن مقاتل قطی بغدادی کاظمی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 83 من 137

عقدت درآورم، و میان آن دو هیچ طلا یا نقره‌ای به عنوان مهریه رد و بدل نشود. فاذویه گفت، به او گفتم: ای ابویعقوب، این ظاهر آن است، پس باطن آن چیست؟ اسحاق گفت: عرب از شغار جز این نمی‌شناسد، پس پیامبر -عَزَّ عَزُّهُ- با آنچه می‌دانستند به آنان پاسخ داد و با آنچه می‌فهمیدند با آنان سخن گفت. ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- به اسحاق فرمود: ای ابویعقوب، همانا سخن فرستاده پروردگار جهانیان دارای باطن و ظاهر است، پس باطن شغار چیست؟ اسحاق مانند منافقی خشمگین گفت: پس باطن این شغار چیست؟ ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- گفت: تا اینکه مولا -عَزَّ عَزُّهُ- به من اجازه دهد؛ و ناگاه مولا -عَزَّ عَزُّهُ- ندا داد: ما به تو اجازه دادیم، پس بگو. پس ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- فرمود: نکاح در نزد ما همان القای علم به شاگردان است، زیرا شاگرد به منزله همسر است. پس هرگاه علمی را به او القا کردی، گویی او را به نکاح درآورده‌ای، یعنی او را ملحق ساخته‌ای به او شناسانده‌ای، هدایتش کرده‌ای و معرفت خداوند را بر دوش او نهاده‌ای. پس اگر فرد دیگری نزد او بیاید و بدون اجازه تو به او فقه و دانش بیاموزد، این همان زنا و همان شغار است؛ و پیامبر از این کار نهی فرمود و -عَزَّ عَزُّهُ- گفت: نکاح شغار جایز نیست مگر با اجازه از والد اول. و سرور ما مسیح -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: خداوند لعنت کند کسی را که شاگردی را علیه سرورش فاسد کند. و پیامبر -عَزَّ عَزُّهُ- در ظاهر فرمود: از فاسد کردن شاگردان بپرهیزید؛ و -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: همانا با فاسد کردن شاگرد علیه سرورش، عرش به لرزه درمی‌آید؛ و -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: شاگرد تو بنده توست، پس

الصفحة 83 من 137