مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

مجـالـس نـمـیـریـه - محمد بن مقاتل قطی بغدادی کاظمی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 82 من 137

مجلس بیست و دوم در باب فرموده رسول خدا -عَزَّ عَزُّهُ- : نکاح شغار جایز نیست

ابوالفتح محمد بن حسن -رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ- گفت: اسد بن هیثم و ابوالفرج انباری به من حدیث کردند و هر دو گفتند: حسین بن حمدان خصیبی -نَضَّرَ اللَّهُ وَجْهَهُ- از موثقان، از فاذویه کردی به ما حدیث کرد، گفت: در آن شبی که محمد بن حسن -عَزَّ عَزُّهُ- از طریق ولادت ظهور کرد - و این بدان روست که شیخ ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی -نَضَّرَ اللَّهُ وَجْهَهُ- روایت کرده است که محمد بن حسن -عَزَّ عَزُّهُ- شش سال با پدرش حسن -عَزَّ عَزُّهُ- مصاحبت داشت، و حسن -عَزَّ عَزُّهُ- غیبت را آشکار ساخت، و محمد بن حسن حجت -عَزَّ عَزُّهُ- در جسر سامرا بر او نماز گزارد، و محمد -عَزَّ عَزُّهُ- در همان روز غایب شد فاذویه گفت: و تمام جمعیت اعم از اسحاقیه، بلالیه، عمریه حسکیه، شیعیه و شعیبیه در نزد مولا حسن عسکری -عَزَّ عَزُّهُ- گرد آمده بودند. و حسن -عَزَّ عَزُّهُ- منتظر آمدن آن مولای امیدبخش بود، و ما در آن هنگام با یکدیگر گفتگو می‌کردیم و از هم پرسش می‌نمودیم. فاذویه گفت: پس به اسحاق گفتم: ای ابویعقوب و چنان فریاد زدم که تمام طوایف حاضر شنیدند همانا رسول خدا -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: نکاح شغار جایز نیست مگر با اجازه از والد اول. اسحاق گفت: شغار آن است که مردی دختری داشته باشد، پس به دوستش بگوید دخترت را به عقد من درآور تا من نیز دخترم را به مهریه دختر تو به

الصفحة 82 من 137