مجلس بیست و دوم در باب فرموده رسول خدا -عَزَّ عَزُّهُ- : نکاح شغار جایز نیست
ابوالفتح محمد بن حسن -رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ- گفت: اسد بن هیثم و ابوالفرج انباری به من حدیث کردند و هر دو گفتند: حسین بن حمدان خصیبی -نَضَّرَ اللَّهُ وَجْهَهُ- از موثقان، از فاذویه کردی به ما حدیث کرد، گفت: در آن شبی که محمد بن حسن -عَزَّ عَزُّهُ- از طریق ولادت ظهور کرد - و این بدان روست که شیخ ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی -نَضَّرَ اللَّهُ وَجْهَهُ- روایت کرده است که محمد بن حسن -عَزَّ عَزُّهُ- شش سال با پدرش حسن -عَزَّ عَزُّهُ- مصاحبت داشت، و حسن -عَزَّ عَزُّهُ- غیبت را آشکار ساخت، و محمد بن حسن حجت -عَزَّ عَزُّهُ- در جسر سامرا بر او نماز گزارد، و محمد -عَزَّ عَزُّهُ- در همان روز غایب شد فاذویه گفت: و تمام جمعیت اعم از اسحاقیه، بلالیه، عمریه حسکیه، شیعیه و شعیبیه در نزد مولا حسن عسکری -عَزَّ عَزُّهُ- گرد آمده بودند. و حسن -عَزَّ عَزُّهُ- منتظر آمدن آن مولای امیدبخش بود، و ما در آن هنگام با یکدیگر گفتگو میکردیم و از هم پرسش مینمودیم. فاذویه گفت: پس به اسحاق گفتم: ای ابویعقوب و چنان فریاد زدم که تمام طوایف حاضر شنیدند همانا رسول خدا -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: نکاح شغار جایز نیست مگر با اجازه از والد اول. اسحاق گفت: شغار آن است که مردی دختری داشته باشد، پس به دوستش بگوید دخترت را به عقد من درآور تا من نیز دخترم را به مهریه دختر تو به




