اوست نمیداند. همانگونه که او -جَلَّ وَعَلَا- در آیه دیگر فرموده است: ﴿دانای غیب است، پس هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمیسازد، مگر رسولی را که از او خشنود باشد﴾1 سپس رو به اسحاق کرد و به او گفت: ای ابویعقوب، آیا میم مورد خشنودی (مرتضی) است؟ گفت: بله. پس ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- گفت: در این صورت، او غیب را میداند. اسحاق گفت: بله. ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- فرمود: و مؤمنان به غیب ایمان دارند، و او امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- است. همانگونه که او -عَزَّ وَجَلَّ- در سوره بقره فرمود: ﴿آنان که به غیب ایمان دارند 2﴾و غیب همان معنی -عَزَّ عَزُّهُ- است، و مؤمنان به او ایمان دارند. ﴿و نماز را برپا میدارند﴾و برپاداشتن آن همان شناخت آن است. پس مؤمنان به معنی -عَزَّ عَزُّهُ- ایمان میآورند، یعنی او را تصدیق میکنند؛ و نماز را برپا میدارند، یعنی میم که جلالت و تعظیم برای ذکر اوست را میشناسند. و میم -عَزَّ عَزُّهُ- ﴿کلیدهای غیب نزد اوست، کسی جز او آنها را نمیداند﴾ که این کلیدها همان ظهورات و نهان شدنهای معنی -عَزَّ عَزُّهُ- است. ﴿و آنچه را در خشکی و دریاست میداند﴾ پس دریا همان علمِ باب -مِنْهُ السَّلَامُ- است، و خشکی همان علمِ ضد است. ﴿و هیچ برگی فرو نمیافتد مگر آنکه آن را میداند﴾ تا آخر آیه. ای اسحاق، آنچه تو را به پاسخ من راهنمایی میکند، این فرموده اوست که: ﴿مگر آنکه در کتابی مبین ثبت است﴾ و کتاب مبین،
1سوره جن، آیه 26-27
2سوره بقره، آیه 3




