او عمل کن، زیرا اسحاق دروغگوست و معرفت ما را انکار میکند. محمد بن جندب -عَلَيْهِ السَّلَامُ- گفت: پس مولا -عَزَّ عَزُّهُ- خارج شد، که ناگاه دیدم ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- فرا رسید و هنگام ورود به من فرمود: مولا -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: ابن جندب را دریاب که او مضطرب و درمانده است. پس عرض کردم: ای سرور من، اجازه دهید بنشینید. پس ایشان -عَزَّ عَزُّهُ- به من فرمود: میم که جلالت و تعظیم برای ذکر اوست میفرماید: پاسخ پرسشگر را بده که او درمانده است، و تو به من میگویی تا بنشینی! گفتم: ای سرور من، همانا رسول خدا -عَزَّ عَزُّهُ- میفرماید: هر نمازی که بدون فاتحة الکتاب باشد، ناقص است. ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- فرمود: نماز همان میم که جلالت و تعظیم برای ذکر اوست میباشد. آیا برای تو جایز است که او را بدون واسطه بشناسی؟ گفتم: خداوندا خیر. ایشان -مِنْهُ السَّلَامُ- فرمود: پس آن کسی که توحید خداوند را برای تو و بر تو میگشاید هموست که امر نماز و شخصِ آن را برای تو باز میکند و میگشاید. و کتاب همان میم است که اصلِ آن از معنی -عَزَّ عَزُّهُ- است. پس هر کس جایگاه اتصال را از انفصال بشناسد نماز گزارده است؛ زیرا تو میخواهی معنی ذاتی را از معنی مثلی بازشناسی. پس معنی ذاتی همان هفت ظهور ذاتی است، اما معنی مثلی آن است که معنی همچون اسم خود ظهور کند؛ و این همان اتصال از انفصال، میم ذاتی و معنی ذاتی است. آیا میم که جلالت و تعظیم برای ذکر اوست همان صورتِ عقل نیست؟ گفتم: بله. ایشان -مِنْهُ السَّلَامُ- فرمود: پس آن هنگام که معنی -عَزَّ عَزُّهُ- به او فرمود: بازگرد، پس او بازگشت؛




