مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

مجـالـس نـمـیـریـه - محمد بن مقاتل قطی بغدادی کاظمی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 71 من 137

را به تو فتوا داد؟، بگویم: اسحاق این را به من حدیث کرد و فتوا داد، تا من نجات یابم و تو پاداش بگیری. اسحاق گفت: تأکیدی است و چه تأکیدی؛ بیا با هم بیرون برویم. پس من و او به رختکن حمام رفتیم. او به حمامی گفت: برخیز و بیرون برو. حمامی بیرون رفت، پس اسحاق رو به من کرد و گفت: بگو. پس به او گفتم: همانا رسول خدا -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: هر نمازی که بدون فاتحة الکتاب باشد، ناقص است. اسحاق گفت: رسول خدا -عَزَّ عَزُّهُ- راست گفته است. به او گفتم: پس پاسخ آن چیست؟ پس اسحاق گفت: نماز همان میم که جلالت و تعظیم برای ذکر اوست می‌باشد، و فاتحة الکتاب نیز همان میم و همان نماز است. پس هرگاه دانستی که فاتحة الکتاب همان میم که جلالت و تعظیم برای ذکر اوست می‌باشد و او همان نماز است، در این صورت نماز گزارده‌ای، و اگر این را ندانی، نمازت ناقص است. محمد بن جندب -عَلَيْهِ السَّلَامُ- گفت: پس از حمام خارج شدم و قصد رفتن به منزلم را داشتم که ناگاه صقیلِ خادم را دیدم که به استقبالم می‌آید و وسایل حمام را با خود دارد. پس به او گفتم: به کجا می‌روی ای صقیل؟ گفت: مولا -عَزَّ عَزُّهُ- قصد حمام دارد. محمد بن جندب -عَلَيْهِ السَّلَامُ- گفت: پس با او بازگشتم که ناگاه دیدم مولا -عَزَّ عَزُّهُ- فرا رسید. پس من و صقیل در حمام به ایشان خدمت کردیم تا اینکه خارج شد، لباس‌هایش را پوشید، خود را خوشبو کرد و قصد برخاستن داشت. گفتم: ای مولای من، من از اسحاق درباره فلان و بهمان پرسیدم و او به من چنین و چنان پاسخ داد. پس ایشان -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: هم‌اکنون ابوشعیب می‌رسد، پس از او بپرس و به پاسخ

الصفحة 71 من 137