کورههای زرگران و آهنگران، و در قالب شمشهای گداخته و مانند اینها افکنده میشود. پس هر کس در این جایگاهها بیفتد و در آن رسوخ کند، به سوی رسوخ همیشگی پیش میرود و هرگز از آن رهایی نمییابد، و او فرمود: ﴿تا زمانی که آسمانها و زمین برپاست﴾1 اسحاق به ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- گفت: پس معنای این فرموده او -عَزَّ وَجَلَّ- چیست: ﴿ما عذاب را اندکی برطرف میکنیم﴾؟ ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- گفت: ما میگوییم رحمت از سوی خداوند بر بندگان نازل نمیشود مگر به عنوان پاداش یک عمل، و عذاب و مسخ شدن نیز پاداش یک عمل است. و مخالفان در عذاب و مسخ شدنها وارد نشدند مگر به سبب عملی که مرتکب شده بودند، و این از روی عدالت خداوند است. پس اگر عذاب در حالت مسخشدگی از آنان برداشته شود، این نیز باید به واسطه نیکیهایی باشد که انجام دادهاند. با این حساب ای اسحاق، آیا موجودات مسخشده در حالت مسخشدگی خود خدا را یگانه میدانند و کار نیکی انجام میدهند؟ اسحاق گفت: خیر. ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- گفت: پس چرا عذاب از آنان برداشته میشود؟ در حالی که اصلِ توحید این است که هر پاداشی به خاطر یک عمل و از روی عدالت خداوند -جَلَّ وَعَلَا- است. پس مولا -عَزَّ عَزُّهُ- به او فرمود: بگو ای ابوشعیب. پس ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- گفت: میگویم و توفیق از جانب خداست؛ همانا مخالف مستحق عذاب و مسخشدگی نمیگردد مگر به خاطر انکار، عناد و کفرش. اما او در
1سوره هود، آیه 107




