مجلس پانزدهم در باب فرموده او -عَزَّ وَجَلَّ- : ﴿ما عذاب را اندکی برطرف میکنیم، اما شما بازمیگردید﴾
ابوالفتح محمد بن حسن گفت: ابواسحاق ابراهیم رفاعی به من حدیث کرد، گفت: ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی -نَضَّرَ اللَّهُ وَجْهَهُ- از موثقین، از فادویه کردی به من حدیث کرد که او گفت: سه روز بر در خانه مولا -عَزَّ عَزُّهُ- در انتظار اسحاق ماندم تا از او بپرسم. فادویه کینه شدیدی نسبت به اسحاق داشت، و این موضوع را برای مولا -عَزَّ عَزُّهُ- ذکر کرده و به ایشان گفته بود: ای مولای من، به خدا سوگند که من اسحاق را دشمن میدارم. پس مولا -عَزَّ عَزُّهُ- تبسم کرد و فرمود: حق داری ای فادویه که او را دشمن بداری، زیرا میان تو و او در آغازِ این قبه هاشمیه ماجرایی است که آن را برایت ذکر میکنم. فادویه به ایشان گفت: آن چیست ای مولای من؟ پس ایشان -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: اسحاق همان عثمان بود، و تو همان ابوذر، جندب بن جناده غفاری -عَلَيْهِ السَّلَامُ- بودی. او تو را از مدینه به ربذه تبعید کرد. و ما تو را همانگونه که اراده کردیم انتقال دادیم، و تو را در میان کردها و فرزندان عجم برگزیدیم، و عثمان را به میان قبیله نخع منتقل ساختیم، و باب را در قبیله نمیر آشکار کردیم؛ زیرا خداوند هرگاه قبیلهای را دوست بدارد، کسی را که دوست دارد در آن آشکار میسازد. فادویه گفت: و من در




