گفتم: بله. پس گفت: پاسخ مرا در کتاب ببین. من به خانه رفتم و کتاب را بیرون آوردم و پاسخ او را درباره کرسی چنین یافتم که گفته است: و همانا محمد -عَزَّ عَزُّهُ- در میان روحانیون، کرسی است. پس مولا -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: لا حول ولا قوة إلا بالله، چقدر دروغ بستن بر خداوند زشت است! سپس رو به ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- کرد و فرمود -عَزَّ عَزُّهُ- : زشتی فتوایی که داده است را به او نشان ده. پس ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- گفت: اگر میم که جلالت و تعظیم برای ذکر اوست همان عرش باشد، و عرش بالاتر از کرسی باشد و هموست که اشیاء را پدید آورده است، آیا کرسی پایینتر از عرش نیست؟ اسحاق گفت: همانا کرسی بالاتر از عرش و بالاتر از تخت است. ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- گفت: عالم با قیاس کردن هلاک شد. ای ابویعقوب، اگر چنین باشد که تو میگویی، پس کرسی بالاتر از عرش و بهتر از آن است، در حالی که در مُلک هیچ چیزی بهتر از عرش نیست، زیرا آن جایگاه پروردگار است، و جایگاه از کسی که در آن جای گرفته جدا نیست، و جایگاه به کسی که در آن جای گرفته منسوب میشود. اسحاق گفت: عرش، حسن -عَزَّ عَزُّهُ- است و کرسی، میم -عَزَّ عَزُّهُ- است؛ و میم که جلالت و تعظیم برای ذکر اوست بالاتر از حسن -عَزَّ عَزُّهُ- است. پس مولا -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: ﴿و سلیمان کافر نشد، بلکه شیاطین کافر شدند﴾1 بلکه کرسی غیر از آن چیزی است که تو ذکر کردی. ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- گفت: عرش، همان میم که جلالت و تعظیم برای ذکر اوست میباشد و
1سوره بقره، آیه 102




