مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

مجـالـس نـمـیـریـه - محمد بن مقاتل قطی بغدادی کاظمی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 51 من 137

مجلس سیزدهم: در باب شب قدر

ابوالفتح محمد بن حسن بغدادی -رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ- گفت: حمود مصری به من حدیث کرد، گفت: استادم ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی -نَضَّرَ اللَّهُ وَجْهَهُ- به من حدیث کرد، گفت: عسکر بن محمد فارسی به من حدیث کرد که او با اسحاق در قصر حصن بود و آن شب را در آنجا بیتوته کرده بودند و عبدالنور (شراب روحانی) می‌نوشیدند. عسکر بن محمد گفت، پس به اسحاق گفتم: ای ابویعقوب، درباره شب قدر که بهتر از هزار ماه است چه شنیده‌ای؟ اسحاق گفت: شب قدر همان فاطر -عَزَّ عَزُّهَا- است. عسکر بن محمد گفت: تو را به خدا قسم ای اسحاق، این را از مولا -عَزَّ عَزُّهُ- شنیده‌ای؟ پس گفت: بله. عسکر بن محمد گفت: تا اینکه چون صبح روز بعد فرا رسید، به قصد دیدار مولا -عَزَّ عَزُّهُ- بیرون آمدم. به او رسیدم در حالی که بر در خانه سوار بر مرکب بود و قصد رفتن به سوی جعفر متوکل را داشت. عسکر گفت، پس در دل خود گفتم: ما از آنِ خداییم و به سوی او بازمى‌گردیم؛ اگر من امروز بمیرم، نمی‌دانم آیا اسحاق در سخن خود راستگوست یا دروغگو. تا آنکه به مولا -عَزَّ عَزُّهُ- نزدیک شدم، پس به من فرمود: ای عسکر، تو امروز نخواهی مرد؛ بر در بنشین که به زودی کسی نزد تو می‌آید تا به تو نشان دهد که آیا اسحاق دروغگوست یا راستگو. عسکر بن محمد فارسی گفت، پس با خود گفتم: به خدا سوگند که مولایم پاسخ آنچه را که نیاز داشتم به من داد. و بر در

الصفحة 51 من 137