میخواستم باب سخن را با اسحاق باز کنم، اما اسحاق ساکت ماند و هیچ پاسخی نداد. پس به او گفتم: در نزد تو، آن مورچهای که خداوند در کتابش یاد کرده است چیست؟ که او -عَزَّ وَجَلَّ- فرمود: ﴿مورچهای گفت ای مورچگان به لانههای خود درآیید﴾1 اسحاق گفت: مورچه همان دومی است که از سلیمان بن داوود سخنچینی کرد و علیه او فتنهانگیزی نمود. پس مولا -عَزَّ عَزُّهُ- سخن ما را شنید و فرمود: درباره چه سخن میگویید؟ محمد بن جندب -عَلَيْهِ السَّلَامُ- گفت، پس عرض کردم: ای مولای من، ما درباره مورچهای که خداوند -جَلَّ وَعَلَا- یاد کرده است سخن میگوییم، که فرمود: ﴿مورچهای گفت﴾ و اسحاق میگوید که آن مورچه همان دومی است. پس مولا -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: این عینِ کفر است که موجب آتش دوزخ میشود، زیرا او اهل آتش را میگیرد و به بهشت وارد میکند، و اهل بهشت را به آتش میبرد. سپس رو به ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- کرد و به او فرمود: ای سرور نمیر، تو درباره این مورچه چه شنیدهای؟ ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- گفت: مورچه همان ام سلمه -عَلَيْهَا السَّلَامُ- است، و سلیمان همان میم که جلالت و تعظیم برای ذکر اوست میباشد، و مورچگان همان مؤمنان هستند. پس مورچه به مؤمنان اعلام کرد و گفت: ﴿ای مورچگان به لانههای خود درآیید﴾ یعنی ای مؤمنان، به مراتب خود و آن علمی که به شما سپرده شده است پایبند باشید، و از پیش خود فتوا ندهید، و چیزی را که از مولا -عَزَّ عَزُّهُ- و از من نشنیدهاید
1سوره نمل، آیه 18




