مجلس دهم در باب فرموده میم -عَزَّ عَزُّهُ- که: در آب دادن به هر جگر تشنهای، پاداشی است
ابوالفتح محمد بن حسن بغدادی گفت: حمزه کتانی این حدیث را برای من نقل کرد. او یکی از مشایخ حلبی بود که ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی -نَضَّرَ اللَّهُ وَجْهَهُ- را ملاقات کرده بود. او مردی خاموش بود که در اموری که به او مربوط نمیشد، پرحرفی نمیکرد و کمتر از برادران دینی خود غیبت مینمود. حمزه کتانی گفت: ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی -نَضَّرَ اللَّهُ وَجْهَهُ- به من حدیث کرد، گفت: عسکر بن محمد فارسی به من حدیث کرد، گفت: فادویه کردی به من حدیث کرد و او یکی از کسانی بود که از اسحاق کینه به دل داشت، او را لعنت میکرد، مدام از او سؤال میپرسید و در پی رسوا کردنش بود فادویه گفت: شنیده بودم که اسحاق به ابوعباد میگفت: اگر درباره تمامیت و کلیتِ مُلک (جهان هستی) از من پرسیده شود، حتماً پاسخ خواهم داد. من سکوت کردم و با او سخنی نگفتم تا اینکه اتفاقاً بر درِ خانه مولا -عَزَّ عَزُّهُ- با هم روبرو شدیم. پس به او گفتم: ای ابویعقوب، شنیدم که به ابوعباد گفتی: اگر درباره تمامیت و کلیتِ مُلک از من پرسیده شود، حتماً پاسخ خواهم داد. اسحاق گفت: بله، همینطور بوده است. فادویه گفت: پس به او گفتم: من از تو مسئلهای میپرسم که نمیتوانی آن را




