ذکر اوست میباشد. و اینکه میم به واسطه حسن و حسین -عَزَّ عَزُّهُمَا- ظهور میکند، و برای حسن و حسین -عَزَّ عَزُّهُمَا- ممکن نیست که به واسطه میم که جلالت و تعظیم برای ذکر اوست ظهور کنند؛ به این دلیل که میم -عَزَّ عَزُّهُ- اصلِ آن دو است و میم همان الله، نامی برای معنی -عَزَّ عَزُّهُ- است، و آفریننده آن، یعنی معنی -عَزَّ عَزُّهُ- ، آن را از نورِ ذات خویش پدید آورد و خلق کرد، و میم که جلالت و تعظیم برای ذکر اوست آن دو حاء یعنی حسن و حسین -عَزَّ عَزُّهُمَا- را خلق کرد. پس این را بدان و به آن اقرار کن ای اسحاق، و چیزی را که نمیدانی و از مولا -عَزَّ عَزُّهُ- نشنیدهای روایت مکن و نیاور.
مجلس ششم: در باب واحد و احد
ابوالفتح محمد بن حسن -قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ- گفت: ابوالحسن علی بن عیسی جسری به من حدیث کرد، گفت: استادم ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی -نَضَّرَ اللَّهُ وَجْهَهُ- به من حدیث کرد، گفت: عمویم احمد بن خصیب به من حدیث کرد، گفت: از اسحاق درباره «واحد» پرسیدم، گفت: او همان معنی -عَزَّ عَزُّهُ- است. پس به او گفتم: ای ابویعقوب، پس آیا واحد همان احد است؟ گفت: بله. احمد بن خصیب گفت: اتفاق افتاد که در جسر سامرا نزد مولا حسن عسکری -عَزَّ عَزُّهُ- بودم و گروهی از اصحاب ایشان نیز نزد وی




