تو اجازه فتح این قلعه را نداده است. پیامبر -عَزَّ عَزُّهُ- به سعد فرمود: آرام باش ای سعد، که فردا پرچم را به دست مردی خواهم داد.
پس پیامبر -عَزَّ عَزُّهُ- با این سخن دلالت کرد بر اینکه آن دو نفر اول، مرد نیستند، بلکه دو زن هستند که به نکاح درمیآیند. اینگونه خداوند -عَزَّ وَجَلَّ- فرموده است: ﴿آنان به جز زنانی را نمیخوانند﴾1، و آن دو نفر اول هستند که به جای معنی -عَزَّ عَزُّهُ- ادعای معبود بودن کردند و پرستیده شدند و عالمیان را در راه خود به بندگی و خواری کشاندند. و ادامه آیه تصدیقکننده این پاسخ است: ﴿و نمیخوانند مگر شیطانی سرکش را﴾2، و او دومی است، خداوند او را لعنت کند، که گفت: ﴿حتماً از بندگانت نصیبی معین برخواهم گرفت﴾3 سپس ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- گفت: همانا پاسخ در اینجا این است که خداوند -جَلَّ وَعَلَا- فرمود: ﴿یقیناً تو را بر بندگانم هیچ تسلطی نیست﴾4 و دومی گفت: ﴿مگر بندگان مخلصت از میان آنان﴾5 سپس در این جایگاه گفت: ﴿حتماً از بندگانت نصیبی معین برخواهم گرفت﴾ و بندگان همان عارفان هستند، و دومی از آنان نصیبی معین برگرفت زیرا در جانهایشان خیالپردازی کرد و در خردشان شک انداخت




