به مرگ رسانیدی و دو بار ما را زنده گردانیدی، پس به گناهانمان اعتراف کردیم، آیا راهی برای بیرون آمدن هست؟﴾1 اسحاق گفت: دو مرگ، یکی در آغاز و دیگری در پایان است. اما مرگ اول، از آن رو بود که عالمی نبود و آنها بودند، پس مرگی بود و حیاتی. سپس آنها مردند و به مادهها و زنان منتقل شدند، پس مرگی شد و حیاتی. پس هنگامی که در میان زنان منتقل میشوند این سخن را میگویند، و خروج و رهایی از زنانگی به سوی مردانگی را طلب میکنند، زیرا هنگام انتقالشان میدانند که مردانی بودهاند که آمیزش میکردند، و اینک زنانی شدهاند که با آنها آمیزش میشود، و میدانند که پس از آن دوباره مرد خواهند شد، پس در آن هنگام سرعت رهایی از زنانگی و خروج به سوی مردانگی را میطلبند. پس ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- فرمود: ای اسحاق، آیا این بر مؤمن و کافر هر دو جاری میشود؟ گفت: بله، بر مؤمن و کافر همگی، زیرا ممکن است مؤمن گناهی داشته باشد که به واسطه آن سزاوار شود در مسیر زنانگی قرار گیرد و با آمیزش مجازات شود، پس هنگام رهایی از این قصاص، به مردانگی بازمىگردد و مرد میشود. پس سرورمان ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- سکوت کرد. پس مولایمان -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: ای ابوشعیب پاسخ فاذویه را در این باره بده. پس ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- فرمود: ای فاذویه، حقیقت برخلاف آن چیزی است که اسحاق گفت، و آن این است که این تنها سخن کافران است، زیرا آنان این سخن را میگویند در حالی که در جمادات، در طلا و
1سوره غافر، آیه 11




