-عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: اگر دانش به ستاره ثریا آویخته بود گروهی از فرزندان فارس به آن دست مییافتند. و توحید خداوند پیش از عرب در میان عجم بود. آیا نمیدانی ای ابویعقوب که لؤی، که همان اسم است، انوار را از عجم به سوی عرب پیچاند و منتقل کرد، و این به خاطر گناهی بود که عجم مرتکب شدند، و به خاطر حکمتی بود که در عرب ثابت گشت، نه به خاطر نیاز مولا -عَزَّ عَزُّهُ- به این کار بلکه به خاطر امری بود که در علم او پیشی گرفته بود و ناگزیر باید کامل میشد و حجت او به اثبات میرسید. یحیی بن معین -عَلَيْهِ السَّلَامُ- گفت: و سرورم ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- در بقیه آن روز از سخن گفتن خودداری کرد، و اسحاق تا زمان رفتنش با ما نشست. پس چون فردای آن روز فرا رسید، صبحگاهان نزد مولایمان حسن -عَزَّ عَزُّهُ- رفتم و او را از سخن اسحاق درباره فاذویه کردی باخبر ساختم. پس مولایمان -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: به خدا سوگند که اسحاق همان عثمان است، و فاذویه کردی همان ابوذر است، و اگر اسحاق میتوانست فاذویه را از سامرا تبعید کند حتماً او را تبعید میکرد، آگاه باشید که اسحاق مردی است که بر ما بسیار دروغ میبندد، پس افترا و دروغ او را نپذیرید. ابوالحسن جسری -قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ- گفت: سرورم ابوعبدالله -نَضَّرَ اللَّهُ وَجْهَهُ- فرمود: به خدا سوگند که اسحاق، که همان عمر در قبه هاشمیه است، گفته بود: همانا سخن اهل جهنم در آتش به زبان فارسی است.




