مجلس سیام اختلاف میان فاذویه کردی و اسحاق احمر
ابوالفتح محمد بن حسن بغدادی -رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ- گفت، ابوالحسن علی بن عیسی جسری کنانی -رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ- برایم حدیث کرد، گفت استادم ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی -نَضَّرَ اللَّهُ وَجْهَهُ- برایم حدیث کرد، گفت یحیی بن معین سامری -عَلَيْهِ السَّلَامُ- برایم حدیث کرد، گفت: با سرورم ابوشعیب محمد بن نصیر -مِنْهُ السَّلَامُ- در باغی در مطیره بودیم و در حال تناول عبدالنور بودیم که خادم باغ بر ما وارد شد و به او گفت: ای مولای من، اسحاق بر در است و میخواهد نزد شما بیاید، چه فرمان میدهید؟ پس -مِنْهُ السَّلَامُ- فرمود: به او اجازه بده. پس اسحاق بر ما وارد شد و بر او سلام کرد و نشست، سپس گفت: ای سرور من، نمیدانم چه ماجرایی میان من و فاذویه کردی است، زیرا به من خبر رسیده که او از من عیبجویی میکند و مرا به زشتی متهم میسازد، و دلیل بر راستی سخن کسی که این خبر را از او به من رسانده، برخورد تند و رودرروی او با من است، و سخنی که در حضور شما به من گفت که: تو به غیر آنچه خدا نازل کرده و برخلاف سنت فتوا میدهی. و به خدا سوگند که من در تکیه بر حق در آنچه میگویم و بیان میکنم، تلاشگر و مجتهد هستم. سرور ما ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- به او فرمود: ای ابویعقوب، اجتهاد مکن، همانا هر مجتهدی خطاکار است اگر در زمان




