مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

مجـالـس نـمـیـریـه - محمد بن مقاتل قطی بغدادی کاظمی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 107 من 137

برای زرارة بن اعین، و برای اهل ظاهر درباره میم که جلالت و بزرگی یاد او را باد باقی گذاشتی؟ زرارة بن اعین نیز درباره میم -عَزَّ عَزُّهُ- چنین می‌گوید، پس بنابراین تو عامی هستی و خاصی نیستی. پس مولا -عَزَّ عَزُّهُ- به ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- فرمود: ای باب خدا، پس تو درباره دعوت چه می‌گویی؟ ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- گفت: کدام دعوت‌ها؟ مولا -عَزَّ عَزُّهُ- به او فرمود: پس گویی آن‌ها دعوت‌های بسیاری هستند؟ -مِنْهُ السَّلَامُ- گفت: بله ای مولای من، همانا آن‌ها سه دعوت هستند، همانطور که به من فرمودی، و به من القا کردی، و به من آموختی و الهام نمودی پس دعوتی است از معنی -عَزَّ عَزُّهُ- به سوی میم که جلالت و بزرگی یاد او را باد، و دعوتی است از میم -عَزَّ عَزُّهُ- به سوی عالم نورانی، و دعوت سومی است از میم که جلالت و بزرگی یاد او را باد به سوی عالم نورانی و مزاجی، پس اگر به من دستور بیان دهی بیان می‌کنم. پس مولا -عَزَّ عَزُّهُ- به او فرمود: بیان کن، خدا گفتار را بر تو آسان گرداند، که تو باب اعظم خدایی هستی که از آن وارد می‌شوند. حمدان گفت: پس اسحاق را دیدم که چهره‌اش تیره و در هم کشیده شد، پس در دل خود او را لعنت کردم، و دانستم که او عیناً خودِ ضد است. ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- گفت: کارم را به خدا واگذار می‌کنم، و همانا دعوتی که از معنی -عَزَّ عَزُّهُ- به سوی میم که جلالت و بزرگی یاد او را باد بود، هنگامی بود که او را از ذات خود پدید آورد و آشکار ساخت، معنی -عَزَّ عَزُّهُ- به او فرمود: آیا من پروردگار تو نیستم؟ میم -عَزَّ عَزُّهُ- گفت: بله، و برای آفریننده‌اش سجده کرد. سپس به او دستور داد تا عالم نورانی را

الصفحة 107 من 137