درباره ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- بپرسیم، و آنان به ما خبر میدادند و راهنمایی میکردند، تا اینکه به باغی روبروی مطیره در سمت غربی رسیدیم، و ناگاه سید ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- در باغ بود، پس داخل شدیم و دیدیم که او پیاده شده است. پس -مِنْهُ السَّلَامُ- به من گفت: ای حسنی، حسن نیت من درباره تو، تو را آورد، من میخواستم به دنبالت بفرستم و تو را فراخوانم. پس اسحاق گفت: نیت تو درباره من چیست ای ابوشعیب؟ سید ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- گفت: نیتی است که خدا آن را میداند و به خاطر آن به من پاداش میدهد یا فرمود -مِنْهُ السَّلَامُ- : به خاطر آن به من جزا میدهد. اسماعیل بن محمد گفت: پس ما نیز با پیاده شدن او از اسبهایمان پیاده شدیم و زیر درخت ترنج و دست در کنار برکه نشستیم، و شروع به گفتگو کردیم، و در آن هنگام مسئول سفره در حال آماده کردن سبد غذا (جونه) برای ما بود. پس اسحاق به من گفت: ای اسماعیل، از ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- درباره مسئلهات بپرس. ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- گفت: با نام خدا بپرس ای حسنی. حسنی گفت: ای سرور من، خداوند -عَزَّ وَجَلَّ- میفرماید: ﴿ارم ذات العماد * که در شهرها همانند آن آفریده نشده است﴾1 پس ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- به اسحاق گفت: ای اسحاق در مورد ارم ذات العماد چه شنیدهای؟ اسحاق گفت: او فاطر -عَزَّ عَزُّهَا- است که مانندش در شهرها آفریده نشده، و ثمود دومی است که صخره را در دره برید، و فرعون صاحب میخها، اولی است که این بنیاد را نهاد و آن را بنا کرد،
1سوره فجر، آیه 7-8




