مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

مجـالـس نـمـیـریـه - محمد بن مقاتل قطی بغدادی کاظمی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 10 من 137

و عالم مزاجی او را به صورت هابیل، شیث، یوسف، یوشع، آصف، شمعون و علی امیرالنحل -عَزَّ عَزُّهُ- دیدند. پس اگر امر همان‌گونه است که ذکر کردی، این فتوا و سخن تو ای ابویعقوب در علم جایز نیست و بر مذهب حق نمی‌باشد. پس به خدا پناه می‌برم از انحراف، فساد، نفاق، شک، و فتوا دادن در علم خداوند و توحید او با رأی و قیاس. ابویعقوب گفت: پس شنیده‌های تو از مولا -عَزَّ عَزُّهُ- در این مسئله چیست؟ ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- شروع به فتوا دادن و پاسخگویی کرد که ناگهان صقیل خادم بیرون آمد و به مردم اجازه ورود داد. پس ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- برخاست و اسحاق در پی او روان شد و مردم داخل شدند. تا اینکه ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- در همان جایگاهی که مولا -عَزَّ عَزُّهُ- او را در آن می‌نشانْد، نشست و اسحاق پایین‌تر از او نشست و مردم نیز نشستند. پس مولا حسنِ آخر عسکری -عَزَّ عَزُّهُ- به ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- فرمود: ای جوانمرد نمیر، در حالی که از پله‌های بالا پایین می‌آمدم سخن تو را شنیدم، با چه کسی سخن می‌گفتی؟ ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- گفت: همانا محمد بن جندب از ابویعقوب درباره فلان و بهمان پرسید، و ابویعقوب به او چنین و چنان پاسخ داد. پس مولا -عَزَّ عَزُّهُ- سر خود را به سوی زمین پایین انداخت در حالی که می‌فرمود: ما از آنِ خداییم و به سوی او بازمى‌گردیم، و به خدا پناه می‌برم از این فتوا. سپس سر خود را به سوی ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- بلند کرد و فرمود -عَزَّ عَزُّهُ- : ای بزرگ‌ترین باب خدا که از طریق آن وارد می‌شوند، درباره آنچه محمد بن جندب پرسید چه می‌گویی؟ ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ-

الصفحة 10 من 137