نامهایت تجلی یافت و نعمتهایت بزرگ گشت، پس تویی خدای مقتدرِ حکیم، معبودی جز تو نیست؛ از تو میخواهم به مقامهای پارسی و عربیات که مرا از مسخ و نسخ و فسخ و وسخ و رسخِ خویش ایمنی بخشی، و از تو میخواهم که آفرینشِ مرا و آفرینشِ هیچیک از مؤمنان را زشت نگردانی و آنچه مرا به سوی آن منتقل میسازی بهتر از آنچه مرا از آن منتقل ساختی قرار دهی، همانا تو بر این کار توانایی و ولایتدارِ آنی؛ و این است گفتارِ خدای متعال که: ﴿روزی که دعوتکننده به سوی چیزی بس ناخوشایند دعوت کند﴾1.
از استادانش در تفسیرِ گفتارِ خدای متعال که: ﴿روزی که دعوتکننده به سوی چیزی بس ناخوشایند دعوت کند﴾ گفت: آن، روزِ رجعتِ سپید و بازگشتِ درخشان است؛ سرورمان سلمان آشکار میشود در حالی که بر میانش کُشتیز (زنار)، میانِ سرش تراشیده، در دستِ راستش جامهای که در آن عبدالنور است و از جام فرا رفته، و در دستِ چپش عودی، و در گوشهایش گوشوارههاست و بر یکی از آنها گلِ آذریون نهاده است، مردم را به سوی سرور محمد دعوت میکند؛ پس مردم بهتزده میشوند و به پشتِ سرِ خویش بازمیگردند و میگویند: ما منتظرِ کسی بودیم که ما را به دینِ اخلاص دعوت کند، پس کسی برای ما آشکار شد که ما را به دینِ مجوسیت دعوت




