که شمارشان را جز خدا برنشِمُرد؛ پس چون به مولایم نگریستند، به سجده بر او افتادند در حالی که به معرفتش اقرار داشتند و به طاعتش گردن نهاده بودند. پس به او گفتم: ای مولای من، این شهر چیست؟ فرمود: این جابلقاست که دعوتِ آلِ محمد را پاسخ گفت. سپس با دستش اشاره فرمود، پس کشتی روان گشت تا بر شهری اشراف یافتیم که کاخهایش از نقره سپید بود و دهها هزار درگاه داشت، و ناگاه با آفریدگانی روبرو شدم که مطیعتر برای مولایم بودند از آنان که دیده بودم؛ و چون به مولایم نگریستند، به سجده بر او افتادند در حالی که به طاعتش اقرار داشتند و به معرفتش گردن نهاده بودند. پس گفتم: ای مولای من، این شهر چیست؟ فرمود -عَزَّ عَزُّهُ- : این جابرصاست که دعوتِ آلِ محمد -عَزَّ عَزُّهُ- را پاسخ گفت. سپس فرمود -عَزَّ عَزُّهُ- : ای داوود، آیا این دریا را میبینی؟ همانا در پسِ آن بیابانها و صحراها و آفریدگانی مطیعتر برای ما از آنان که دیدی قرار دارند. سپس فرمود: ای داوود، سرت را بردار. پس سرم را برداشتم و ناگاه مولایم -عَزَّ عَزُّهُ- را بر عرش دیدم در حالی که فرشتگان گردِ او ساجد بودند. پس گفتم: ای مولای من من گواهی میدهم که تو همانگونهای که گفتی، و گفتارِ تو حق است.




