برجهید و مردِ هندی را ببلعید و به تصویرِ خویش در فرش بازگشت. پس متوکل به رو افتاد و هر کس که ایستاده بود بگریخت. پس متوکل چون خردش بازآمد گفت: ای ابوالحسن، آن مرد کجاست؟ او را بازگردان! پس ابوالحسن -عَزَّ عَزُّهُ- به او فرمود: اگر عصای موسی آنچه را بلعیده بود بازگرداند، این نیز بازگردانده میشود.
مولا صادق -عَزَّ عَزُّهُ- و دو شهرِ جابلقا و جابرصا
به اسناد از محمد سفوفی، مرفوعاً از داوود بن کثیر رقّی روایت شده که گفت: بر آستانِ مولایم جعفرِ صادق -عَزَّ عَزُّهُ- وارد شدم، پس گفتم: ای مولای من، برای هر امامی معجزه و دلیلی است که با آن برهانها و احتجاج را برپا میدارد، و میخواهم در دینِ خویش بصیرت افزایم. گفت: پس دستم را گرفت و مرا به خانهای در درونِ خانهای وارد ساخت، پس در آن جوانی را دیدم؛ سپس پای بر زمینِ خانه زد، پس شکاف برداشت و دریایی خروشان پدیدار شد که بر سرزمینها اشراف داشت و در آن کشتیای بود، پس دستم را گرفت و در کشتی نشاندم، سپس با دستش اشاره فرمود، پس کشتی به فرمانِ پروردگارِ جهانیان روان گشت تا بر شهری اشراف یافتیم که کاخهایش از طلای سرخ بود و دهها هزار درگاه داشت، که از هر درگاهی آفریدگانی بیرون میآمدند




