مولایمان حسن عسکری و شعبدهبازِ هندی
و آن از برخی معجزاتِ مولایمان حسن عسکری -عَزَّ عَزُّهُ- است؛ سرورمان ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی آن را از ابوحواری از عبدالله بن محمد روایت کرده که گفت محمد بن احمد خصیبی که غیر از احمد بن خصیب است برای من حدیث کرد و گفت مردی شعبدهباز از هند بر متوکل وارد شد که چشمبندی میکرد، پس متوکل او را حاضر ساخت و در پیشگاهش کارهای شگفتآوری انجام داد، پس شگفتیِ متوکل از آنها بسیار گشت. پس به آن مردِ هندی گفت: به زودی مردی نزد ما حاضر میشود، پس در پیشگاهش هر آنچه را به خوبی میدانی بازی کن و متعرضِ او شو و قصد کن که او را شرمسار سازی. و سرورمان ابوالحسن -عَزَّ عَزُّهُ- حاضر گشت، پس مردِ هندی شعبدهبازی میکرد در حالی که او به وی مینگریست و متوکل از بازیاش شگفتزده میشد، تا آنکه مردِ هندی متعرضِ سرورمان ابوالحسن -عَزَّ عَزُّهُ- گشت و گفت: ای شریف، تو را چه شده است که از بازیِ من شگفتزده نمیشوی؟ گمان کنم گرسنهای! و مردِ هندی دست بر تصویری در فرش زد و گفت: بالا بیا، و به آنان چنان نمود که آن گردهای نان است، و گفت: ای گردهنان به سوی این گرسنه برو تا بخورد و سیر شود و از بازیِ من شادمان گردد. پس سرورمان ابوالحسن -عَزَّ عَزُّهُ- انگشتِ خویش بر تصویرِ درندهای در فرش نهاد و به آن فرمود: او را بگیر. پس درندهای بزرگ از آن تصویر




