که چون تاریکی شب او را فرا گرفت، یعنی تا آنجا که به منزلتی پنهان بالا رفت و به درجهای باطنی دست یافت، امر بر او باریک و دقیق شد و نزدیک بود بیان آن بر او پوشیده بماند، پس به سوی شناخت آن چشم دوخت، چشمدوختنی افزونطلبانه و بیتابی کرد همچون بیتابیِ انسانی بزرگمنش، و گفت: این است نهایت، و حجابِ آن همان غایت است، این پروردگار من است. تا آنکه چون آن را از نظر علمی پذیرفت و از نظر فهم بدان دست یافت، به سوی چیزی پنهانتر از آن و درخشانتر از نظر نور رفت و گفت: این است. پس چون از آن فراتر رفت و ارتقا یافت، پنهانتر از پیچیدگیِ آن و روشنتر از نور آن را دید و گفت: این است. تا آنجا که گفت: ﴿همانا من روی خود را متوجه کسی کردم که آسمانها و زمین را پدید آورده است﴾1 یعنی من نگریستم و با کسی مواجه شدم که این مراتب والا را پس از مراتب پست و پایین آفریده است. و اینگونه خداوند -عَزَّ وَجَلَّ- درباره یوسف فرمود: ﴿و چون به رشد و کمال خویش رسید، به او حکمت و دانش عطا کردیم، و اینگونه نیکوکاران را پاداش میدهیم﴾2 و سخن او به موسی: ﴿همانا من تو را برگزیدم﴾3 و ﴿تو را برای خود پروردم﴾4، یعنی تو را چنان قرار دادم که خانه نور را بسازی، که همان نفس عزیز، بزرگ و حکیم من است
1سوره انعام، آیه 79
2سوره یوسف، آیه 22
3سوره اعراف، آیه 144
4سوره طه، آیه 41




