دستهایشان است و دشمنانشان را به تمامی درو میکنند؛ ﴿آنان حزبِ خدا هستند، آگاه باشید که همانا حزبِ خدا رستگارانند﴾1.
ابوشعیب و سببِ نامگذاری مولایمان به حسن عسکری
شیخ ثقه، امین، ولیّ فرزند ولیّ، ابوالحسین محمد بن علی جلّی روایت کرده و گفت: آقایم و پدرم ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی برای من حدیث کرد و گفت: عبدالله جنان فارسی معروف به زاهد برای من حدیث کرد و گفت: سرورمان ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- در محضر مولایمان حسن عسکری -عَزَّ عَزُّهُ- بود و ابویاقوب اسحاق احمر نیز حضور داشت، ناگاه خبردهندهای رسید که به مولا خبر میداد سپاهی از سوی فرزندان عباس روانه سامرا شده است، پس فرمود: ای ابوشعیب، و او با لبیک پاسخش داد، پس فرمود: چون به شهر نزدیک شدند به آنان بنگر، پس نگریست و دید که پیشتازان و طلایهدارانشان رو آوردهاند، پس فرمود: این انگشترم را بگیر، نگینش را برکن و بر زمین بگذار، و ببین از آن چه میبینی. ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- گفت: چنان کردم، پس چون نگین را برکندم و بر زمین نهادم، دو سپاهِ دریایی و خشکی از آن بیرون آمد که




