عذاب، تمامیِ عذاب برای کسی است که شک ورزید و به باب کفر آورد
ابوالحسن عقیقی روایت کرد و گفت: بر مولایمان صاحب العسکر -عَزَّ عَزُّهُ- وارد شدم در حالی که در بخش والای صحنِ خانهاش نشسته بود و ابوشعیب -مِنْهُ السَّلَامُ- در پیشگاهش نزدیک او ایستاده بود، پس گفتم: سلامِ تو ای مولای من بر بهترینِ آفریدگانت، و سلامِ بهترینِ آفریدگانت بر برگزیدگانِ مقربت به واسطه تو و او. پس فرمود: ای عقیقی، به عزت و جلالم سوگند، اگر یکی از بندگانم روی از او برتابد، هرآینه او را به عذابی معذب کنم که هیچیک از جهانیان را بدان عذاب نکرده باشم؛ منم آنکه ابراهیم خلیل و موسی کلیم و عیسی روح من و محمد حبیب من را اراده کرد، و ابوالخطاب گنجینه دانش من است و او همان ابوالمطالب، برگزیده و خلیل من است؛ هر کس هلاک شد به سبب او هلاک گشت و هر کس رهایی یافت به سبب او رهایی یافت؛ هرآینه بدان کس را که شک در دورانش او را فریفت با وی میآزمایم، و اهل دوستیام را به او زنده میگردانم؛ به عزت و جلالم سوگند، گویی شما او را بر کوهی از نور میبینید که هیچکس توانِ نگریستن به او را ندارد مگر آنکه از نورِ ویژه من باشد، و گویی من به یارانِ مقربش به واسطه او مینگرم، نه اهل شک و تردید، در حالی که شمشیرهایشان در




