چشم، و لمسِ دست، و شنیدنِ گوش، و احاطهی دل نباشد؛ و اگر صفتهای خدا بر او دلالت نمیکرد و نامهایش به سوی او نمیخواند، معبود غیرِ او میگشت و مطلوب سوای او، و شناختِ او بر مشتاق طولانی میشد و وجودش بر دانا دشوار میگشت.
از عالم -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده است که فرمود: خداوند هیچ نامی نیافرید مگر آنکه برای آن معنایی قرار داد، و هیچ حدّی را پدید نیاورد مگر آنکه برای آن فصل و وصلی نهاد، و راهی به سوی شناختِ وصول نیست مگر با فصلها، و نه به پنهانی مگر با آشکاری، و نه به ساکن مگر با متحرک؛ و همگان یکی است که از یگانهای آغاز گشته و به یکتایی بازمیگردد، همانگونه که فرمود: ﴿اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چیزی داناست﴾1
حقیقت عبادت برای ازل
از عالم -عَزَّ عَزُّهُ- درباره حقیقت عبادت برای ازل پرسیده شد، پس فرمود -عَزَّ عَزُّهُ- : قصد کردنِ باب، و تسلیم بودن در برابر حجاب، و اثباتِ باطنِ محتجب با اشاره؛ و




