ابراهیم بن صدقه از مفضل از عالم -عَزَّ عَزُّهُ- نقل کرد که او فرمود: هر کس مقام ذات را بشناسد به حقیقت لاهوت دست یافته است، و هر کس بپندارد که توانایی شناخت صفتِ جناب محمد -عَزَّ عَزُّهُ- را دارد که همان اسم اعظم و مکانِ اقدم است، ادعای ناتوانی کرده است؛ آیا نمیبینی که خداوند توصیف نمیشود و غایت او محدود نمیگردد؟ پس بر شما باد شناخت صفت تا به استقرار معرفت برسید، زیرا شناخت صفت، ظاهرِ اسم و حقیقتِ مکان است و آن همان جناب محمد -عَزَّ عَزُّهُ- است، و اما استقرار معرفت، شناخت باطنِ غایتِ حقیقی است و آن همان علیِ ازل -عَزَّ عَزُّهُ- است.
ابوالحسن عبدالله بن یونس موصلی در انطاکیه به سال سیصد و چهل روایت کرده، گفت: جعفر بن محمد بن مالک فزاری کوفی از علی بن زکریا از ابی خالد از سنان بن طریف از ابوعبدالله -عَزَّ عَزُّهُ- روایت کرد در حالی که از اسم اعظم و پدیدآورندهاش پرسیده شده بود، پس فرمود: میان آن و مسمّی فاصلهای نیست مگر همانند آنچه میان حرکت و سکون است، و انگشت شست و سبابه خود را به هم پیوند داد.
از عالم -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده است که فرمود: همانا اسم اعظم همان مشیت خداست که همهچیز را پدید آورد و همهچیز از آن است، و آن مشیت همان اسم اعظم و نور اقدم است اراده کرد و از مشیت خود پدیدآمدهای دانا و اسمی گرانقدر را آشکار ساخت، پس او بابِ ناطقِ او، و راهِ راهنما به سوی اوست، سلسل، روحالامین و رسولِ کریم




