پی داشته باشد و دانشی که طلای ناب را حقیر میشمارد و جامهای که از راه غیرحلال پوشیده شود وگرنه حرکت و تکاپو رو به سوی سقوط دارد و در تنگنای انواع پیراهنها و قالبها بودن، همچون من خواهد بود.
حمران گفت: پس از او مبهوت شدم و به پشت بام رفتم، و بنده را در حال سجده یافتم که چهره خود را به راست و چپ بر خاک میمالید.
و او این ابیات را میخواند:
ای مولای من، گذشت تو از من فراتر از توان و اندازه من است پس چرا اسرار مرا برای حمران فاش ساختی؟ مولای من تویی، پس بر من بیفزای یا آن را دوچندان کن که همانا نهانِ من از آشکار شدن فراتر رفته است ای مولای من، نیکوییِ یقین من به تو در من میدرخشد و همچنین راستیِ گمانم و آنچه چشمانم پذیرفته است دوردستی را که تو غایت آنی بر من نزدیک گردان که همانا رفت و آمد و تکرارِ من به درازا کشیده است و به شتاب همه چیز را برایم گرد آور ای مولای من و بارِ گناهان و آشکار بودنم را از زمین نابود ساز و مقامم را به آنچه باقی میماند متصل کن که مرا امیدی است فراتر از ستارگان، که غیبِ انوارم باقی بماند پس از آنچه تو ظاهرِ آنی، برای من آشکار گشت حقی که پوششِ پردههای من به واسطه آن تجلی یافت پس در مشاهدهام راهنمای من به سوی آن باش که افتخار من به توست و تو امروز پناه و همسایه منی.




