نزدیک گردید.. تو را به بنده خودمان سفارش به نیکی میکنم، او از آنچه از او میخواهیم ناتوان مانده، اما به آنچه از او طلب کردیم وفا نموده است. و باید با او چنان باشی که گویی خود او هستی، تا زمانی که درخواستکننده است او را نران، ﴿و اما از نعمت پروردگارت سخن بگو﴾1 حمران گفت: پس من شخص یاد شده را نشناختم، لذا گفتم: فدایت شوم، این بنده کیست؟ پس -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: سرگشتهای است که راه یافته، و گمگشتهای است که پناهگاهی پیدا کرده است. پس آنگاه که به اصل جداافتادهی خویش متصل گشت از مستی خود به خود آمد، و آتش قلبش از بین رفت. و کیفر الهی، بخشی از آنچه را که بر او واجب بود از او گرفت. و اگر کار او را میدانستی، به سبب آنچه به او نسبت داده شده است، آنگاه که تکرار و بازپیدایی او به درازا کشید و سفرهایش دور و دراز گشت، بر او بسیار رحم میکردی. آگاه باش که او از خواب خویش بیدار شده و آنچه را نمیدانست درک کرده، و آنچه را در آن صرف شده پذیرفته است، پس در زندان خویش جز اندکی درنگ نخواهد کرد. حمران گفت: پس ندانستم به چه کسی اشاره میکند، لذا گفتم: ای مولای من، بر علم من درباره او بیفزای. پس فرمود: او توانگری است که نیازمند گشته، و عزیزی است که با کوتاهی کردن در حق ما روزگاری خوار شده است. پیوسته در گرو گناهانش بود و در بند عیبهایش گرفتار، تا اینکه به ظاهر خویش قیام کرد و به باطن خود عمل نمود، لذت خویش را سرکوب
1سوره ضحی، آیه 11




