مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

مجـمـع الاخـبـار - محـمد بن عـلی جـلی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 283 من 304

کسانی که آمدند، به سوی من آمد و گفت: ای برادرم عبدالواحد، تو را چه شده است که کودکان را ترسانده و همسایگان را نگران ساخته‌ای؟ پس گفتم: آیا دستم را نمی‌بینی؟ و ماجرای ماهی را برای او بازگو کردم. پس گفت: به خدا سوگند این به سبب گناهی است که پیش‌تر از تو سر زده است، بر تو واجب است که با توسل و عذرخواهیِ فراوان از آن گذشت و رهایی بطلبی. پس گفتم: ای طبیب، آیا برای آن درمانی نیست؟ پس گفت: باید قطع شود وگرنه هلاک خواهی شد. پس دستم قطع شد، و حالتی شبیه چرت و خواب‌آلودگی بر من چیره گشت و خوابِ سنگین بر من غلبه کرد، پس خوابیدم. ناگاه هاتفی به من گفت: ای عبدالواحد نابلسی، چرا دستت قطع شد؟ اگر حق را به صاحبش بازگردانده بودی، قطعاً نجات می‌یافتی. پس از جانب خداوند که نعمت‌هایش جلیل و نام‌هایش مقدس است دانستم که آنچه بر سر من آمده به خاطر آن پیرمرد صیاد است. پس نگران و هراسان برخاستم و در جستجوی صیاد برآمدم تا از او طلب بخشش کنم. پس در حالی که راه می‌رفتم، ناگاه با گوینده‌ای خوش‌بیان و خوش‌سخن روبرو شدم، پس به او نزدیک شدم تا بنگرم. و ناگاه مردی را دیدم که بر جان خود نفرین می‌کند، پس به او نزدیک شدم و به او گفتم: تو را چه شده است که در نیمه شب بر جان خود نفرین می‌کنی؟ اگر مظلوم واقع شده‌ای مرا آگاه ساز. پس گفت: ای عبدالواحد نابلسی، اگر گرفتاری مرا می‌دانستی، مرا در این دعایم معذور می‌داشتی.

الصفحة 283 من 304