مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

مجـمـع الاخـبـار - محـمد بن عـلی جـلی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 274 من 304

گفت: سپس به راه افتادیم و آن کنیز نیز با ما به راه افتاد. پس در حالی که ما در حرکت بودیم، ناگاه سواران رافع بن مالک از سمت غرب بر ما هجوم آوردند، به قصد آنکه اموال و جان‌های ما را بگیرند. پس ما بی‌حرکت ایستاده بودیم تا اینکه برای دستگیری ما پیش آمدند. پس هیچ‌کس از ما نماند جز اینکه شیون و گریه سر داد، مگر آن کنیز که لبخند می‌زد و می‌خندید. پس به او گفتیم: ای کنیز خدا، آیا نمی‌بینی که از سوی دشمنان چه بلایی بر سر ما آمده است؟ و تو لبخند می‌زنی و می‌خندی!!

پس گفت: به خدا سوگند، خنده من تنها از شماست که چگونه از مخلوق می‌هراسید در حالی که خالقی دارید، و از روزی‌خوار طلب می‌کنید در حالی که روزی‌دهنده‌ای دارید!! سپس هر کس که با خود کمانی داشت، تیری در آن نهاد و آماده کرد، و هر کس که شمشیری داشت آن را برکشید، و هر کس نیزه‌ای داشت قصد کرد که آن را پرتاب کند، پس کنیز دست خود را به سوی آسمان بلند کرد.

و شروع به خواندن این ابیات کرد:

ای بخشنده نعمت‌ها و موهبت‌ها ای جاودان فرمانروا و ای بخشنده ای کسی که از سرشت بندگان برتری ای برافرازنده هفت آسمان بدون ستون ای مالک فرمانرواییِ بی‌پایان به نیکیِ دوستی و عشقی که از من می‌دانی که هجوم و گزند دشمنان را بازداری

الصفحة 274 من 304