مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

مجـمـع الاخـبـار - محـمد بن عـلی جـلی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 269 من 304

برخیزید ای فرزندان حق به سوی حق خویش که صبح در هنگامه‌ی بامداد فرامی‌رسد به سوی حق برخیزید تا شما را زنده کند و مقصود در این ساعت اراده شده است به شتاب به ناسوت خویش بازگردید که لطف با الطاف پاسخ داده می‌شود.

گفت: سوگند به خدا، هنوز از شعرش فارغ نشده بود که دیدم پرده از زمین کنار رفت و فضا شکافته شد و مرکبی اصیل از نور پدیدار گشت، که بر فراز آن سوارانی بودند که همچون نورها می‌درخشیدند، در پیشاپیش آنان جوانی بود سوار بر قرص خورشید، و او می‌خواند و این ابیات را می‌سرود:

لبیک ای حق، به سوی حق او بنده‌ای در آن به سوی توحید رغبت می‌ورزد یاری خدا فرا رسید ای فتح بالا رو که تو سایه‌ای گسترده هستی ای احمدِ وقت، برای محمودِ خویش تو بر پهنه‌ی روزگاران موجود و پایداری

سپس به سوی ابوالخطاب -مِنْهُ السَّلَامُ- متمایل شد و او را پشت سر خود سوار کرد، و هر یک از یاران او به سوی یکی از یاران ابوالخطاب -مِنْهُ السَّلَامُ- رفتند و آنان را پشت سر خود سوار کردند و به راه افتادند. پس دیگر چیزی نشنیدم جز زمزمه‌ای در فضا و همهمه‌ای در کرانه آسمان، گویی آنچه روی داده بود هرگز نبوده، و گویی آن ماجرا هرگز رخ نداده است. و حاکم بامدادان با چوب‌ها و داربست‌ها زودتر آمد تا آنان را به دار آویزد، اما از آنان جز یک مرد کسی را نیافت، پس او را به دار آویخت و بازگشت. ام نهار

الصفحة 269 من 304