جز او نیست، زیرا او حجت خداوند رحمان است، و از دیدگان پنهان نگشته است، و هیچ مکان و هیچ عصر و زمانی از او خالی نبوده است. و چگونه از دیدگان پنهان شود در حالی که او در خطبه کاشفه خویش میفرماید: من سروری دلاور از آهن هستم، من آغاز میکنم و بازمیگردانم، من در هر عصری جدید هستم، من هلاککننده عاد و ثمودم، من صاحب آتشی دارای هیزم فراوان هستم، من سروری هستم که سپاهیان را بسیج میکند، من غایتی بدون حد و مرز هستم، زیرا امام از روی میل و رغبت در قلب وارد میشود نه از روی کراهت، همانگونه که یکی از شما پیراهنش را از تن بیرون میآورد. پس اگر تو این اندازه از امامت را که گرفتاری و بلای تو را برطرف میسازد و سرور و مولای توست شناختهای، وگرنه او را در حجابها و بابها جستجو کن که در آن هنگام، حیدره ابوتراب -عَزَّ عَزُّهُ- را خواهی شناخت. سپس شروع به خواندن کرد:
من میگویم و پیوسته چنین بودهام و از این گفتار روی نگرداندهام همانا من حیدره، آن امام ابوتراب را ولایت میورزم و به گفتار هیچ عنادورزی در عشق حیدر اهمیتی نمیدهم مولای قدیم خود را تکیهگاه میدانم بدون هیچ تغییر و زوالی پس ابوتراب علیِ ما در دین ما، مولای موالیان است کار من به دست اوست، و همانا او در روز حشر اندوخته و تکیهگاه من است پس سخنم را بفهم ای جوان او در هر حالی غایت




