شیخ ابوالحسین محمد بن علی جلی -قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ- حدیث کرد و سند خبر را به مقداد بن اسود -مِنْهُ السَّلَامُ- رساند که گفت: از مولایمان امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- درباره قضا و قدر پرسیدم، و درباره اعمالمان که آیا به استطاعت و اختیار است یا به قضا و قدری از جانب خدا؟ پس -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: ای مقداد، دریایی است ژرف، پس بر آن سوار مشو. عرض کردم: ای مولای ما ای امیرالمؤمنین، بر بنده خویش به پاسخ دادن منت بنه و او را آگاه ساز. پس -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: ای مقداد، راهی است تاریک، پس در آن گام منه. عرض کردم: ای مولای من ای امیرالمؤمنین، بر بنده خود و اولیایت به پاسخ دادن نعمت بخش و آنان را آگاه ساز. پس -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: ای مقداد، اینک بشنو و فراگیر و برسان، و بدان که اعمال سه گونهاند: واجب، مستحب و معصیت. اما واجب: پس به فرمان خدا -عَزَّ وَجَلَّ- و به اذن خدا و به اراده خدا و به مشیت خداست، و قلم بر آن جاری شده است، و انجامدهنده آن پاداش میگیرد، و خداوند از او خشنود است. و اما مستحب: پس به فرمان خدا نیست تا مانند واجب باشد، بلکه به اراده خدا و به مشیت خداست، و قلم بر آن جاری شده است، و انجامدهنده آن پاداش میگیرد، و خداوند از او خشنود است. و اما معصیت: پس به فرمان خدا و نه به اراده خدا و نه به مشیت خدا نیست، بلکه به علم خداست، و علم خداوند به اشیاء، آفریدگان را در انجام آنها وارد و مجبور نمیسازد، و انجامدهنده آن پاداش نمیگیرد، و خداوند بر او خشمگین است.




