پرندهای که به آشیانهاش بازمىگردد، تا آنکه غایت کلی فرا میرسد و نزد آن اقامت میگزیند تا ستون شبح، و آن ساعتی است که نه از شب است و نه از روز. پس هر زمان که نور آن کامل گردد، آن از نور باری -عَزَّ وَجَلَّ- است که شب و تاریکی را زایل کرد و روشنی روز را آورد، تا جایی که خورشید طلوع میکند و دنیا برای آن روشن میگردد. و آنچه شما را به آن خبر میدهم ای جماعت، این است که خداوند چیزی جلیلتر از خورشید نیافریده است، زیرا آن از نورِ نام اوست، و نورِ نام او به او متصل است و از او جدا نیست. و همانا روشنی روز از خورشید است و شب تاریکیای است به سبب غیبت آن. راوی گفت: پس خداوند -عَزَّ وَجَلَّ- نوری بر او فرو فرستاد تا آنکه او را در برگرفت. پس پیوسته اندک اندک تجلی میکرد تا جایی که دیگر نه کرسی دیده شد و نه پشتی، و دیگر مولایشان امیر النحل -عَزَّ عَزُّهُ- را ندیدند. پس منزه است آنکه این قدرت، قدرت اوست، و این عظمت، عظمت اوست، و این مشیت، مشیت اوست، و ستایش تنها از آن خداست، و اسم و باب همگی پس از اویند، و میان آنان و او حائل گشت.




