در صدر مجلس بنشینید. فرمود: آری. پس خداوند -عَزَّ وَجَلَّ- برای او کرسیای بالاتر از زمین بر چهار پایه نصب کرد، همراه با پشتیِ مرصعی به درّ و جواهر. پس برجست تا بر آن کرسی قرار گرفت، و بر آن پشتی تکیه زد. همگی گفتند: تو را به خدای بزرگ سوگند میدهیم، آیا شما مولای ما امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- هستید؟ پس -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: آری، من همانم که میگویید. به خدا سوگند ای جماعت، شما در چنین مقامی نمیایستید مگر آنکه من در میان شما حاضرم. گفتند: ای مولای ما، آیا مینوشید؟ -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: من وارد نشدم مگر برای آنکه بنوشم. راوی گفت: پس به ساقی دستور دادند و او جامی به ایشان داد. پس جام را با دست خویش گرفت، و پیوسته تقدیس میکرد و مینوشید تا آنکه پنج جام را نوشید، و -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: در نماز خود اینگونه باشید و در آن کوتاهی نکنید. برای آن پنج شخص است، و آنان محمد، فاطر، حسن، حسین و محسن -عَزَّ عَزُّهُمْ- هستند. و اما جام ششم، همان است که مولای شما در روز غدیر خم پیمان آن را بست، که پیامبران آن را نمیگسلند تا زمانی که دنیا دنیاست. و پس از آن، جام خالص را بگردانید، و بسیار به درگاه خداوند دعا و توسل کنید که او شما را رحم میکند. و پس از آن، چهار جام برای چهار اقلیم دنیا بنوشید، و پس از آن بخورید و بنوشید سارِ صاحب منزل را، و پس از آن بخورید و بنوشید و آواز خوانید و شادی کنید. اینک واجبات نمازتان و خصال مؤمنان را به شما آموختم. سپس قصد خروج از نزد آنان را کرد. همگی گفتند: تو را به خدای بزرگ سوگند میدهیم که بایستی تا از تو مسائلی را




