ایشان -عَزَّ عَزُّهُ- فرمودند: مؤمن در نزد خداوند جایگاهی شریف و بزرگ دارد، پس هیچ مؤمنی را تحقیر مکن که در این صورت به خودت بدی کردهای، چرا که خداوند -عَزَّ وَجَلَّ- او را در کنار پیامبرش قرار داده و مقرون ساخته است.
ایشان -عَزَّ عَزُّهُ- فرمودند: هرگاه یکی از شما برادرش را در میان دشمنان وی با چیزی یاد کند که مایه ننگ و بدنامی او شود و او را بیارزش و تقلبی جلوه دهد، خداوند جامه خواری و ذلت بر او میپوشاند؛ و هرگاه او را با چیزی یاد کند که وی را در میان مردم نیکو سازد، خداوند جامه وقار و عزت بر او میپوشاند.
ابوعبدالله حسن بن ابراهیم فارقی آن را روایت کرده و گفت: بکر بن اسحاق بن سلیمان در شهر صور در سال ۴۴۰ هجری به من حدیث کرد و آن را از راویان موثق به موسی کاظم -عَزَّ عَزُّهُ- رساند که فرمودند: پدرم جعفر صادق -عَزَّ عَزُّهُ- از محمد باقر -عَزَّ عَزُّهُ- ، از علی زین العابدین -عَزَّ عَزُّهُ- ، از حسین بن علی -عَزَّ عَزُّهُ- به من حدیث کردند که فرمودند: امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- در شهر کوفه بر ما وارد شدند، در حالی که عبای رسول خدا -عَزَّ عَزُّهُ- را بر دوش انداخته، شمشیرشان را بر کمر بسته و پایافزارشان را پوشیده بودند. ایشان به سوی منبر رفتند تا اینکه بر آن بالا رفته و با تکیه دادن نشستند و فرمودند: ای گروه مردم این صندوقچه دانش است (یعنی سینه ایشان)، و این آب دهان رسول خدا صلی الله علیه و آله است، پیش از آنکه مرا از دست بدهید از




