تنها به سبب اینگونه کارها و امثال آن رخ میدهد. گفتیم: تکرار در بدنها از کجا پیش میآید؟ فرمود: به خاطر کوتاهی در نیکی به برادران. همانا آنان میدانستند که کوتاهی در نیکی به برادران از اموری است که به خاطر آن مجازات میشوند، ولیکن آنچه را میدانستند تباه کردند، پس تکرارشان به درازا کشید و آنان در این تکرارها گرفتارند. موسی بن اشیم گفت: بخشی از این سخنان برای کسی که از اهل نفاق نباشد کفایت میکند، و خوشا به حال مؤمنانِ عارفی که خداوند را در وجود خود و در حق برادرانشان اطاعت میکنند، خوشا به حال آنان و سرانجامِ نیکویشان. سرور ما ابوالطیبات به ما فرمود: آیا میدانید سرانجام نیکو چیست؟ گفتیم: خیر، فرمود: کارهای نیکویی که مؤمن داراست هرگاه در مقام صفا باشد، او را قادر میسازد تا به تمامی خواستههایش دست یابد. پس راهیافته و شادمان برخیزید، از خداوند میخواهم که جمع شما را در هر کجا که دوست دارد گرد هم آورد. ابوهارون گفت: پس آن گروه با خیر و شادمانی بازگشتند، و من مجلسی باشکوهتر و نورانیتر از آن مجلس ندیدم، و نیز فضل و نعمتی از جانب خداوند که در آنجا ما را در بر گرفت، به پاس آن نوشیدنی و فضیلت آن که سرورمان ابوالطیبات ما را به آن اختصاص داد. و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است.




