مولا -عَزَّ عَزُّهُ- شنیدهای بشنویم. گفت: شنیدم مولا و آقایم ابوشعیب محمد بن نصیر میفرمایند: شنیدم مولا حسن عسکری -عَزَّ عَزُّهُ- به عارفانی که در حضورشان بودند میفرمایند: همانا فقیرِ تنگدست فرستادهای به سوی توانگرِ گشادهدست است، پس خوشا به حال کسی از شما که فرستاده خدا -عَزَّ عَزُّهُ- را بپذیرد، و وای بر کسی از شما که فرستاده خدا -عَزَّ عَزُّهُ- را رد کند. سپس آن دو را واگذاشت و به راه خود رفت. سال آینده در حالی که آن دو نشسته بودند و با هم گفتگو میکردند، او از کنارشان گذشت و سلام نکرد. آن دو گفتند: از او جویا میشویم. پس به سوی او برخاستند و گفتند: آیا تو همان مردی نیستی که سال گذشته نزد ما آمدی؟ گفت: آری من همانم. گفتند: پس چه چیز تو را از سلام کردن بر ما بازداشت؟ گفت: به خاطر حدیثی که از مولا -عَزَّ عَزُّهُ- شنیدم که میفرمایند: میان مؤمنانی که با یکدیگر آشنا هستند صد حسنه است، و در مانند آن چندین برابر است، و خداوند به کسی که در سلام کردن، گشادهرویی و احترام به برادرش پیشقدم شود، نود و نه حسنه بخشیده است. پس دوست داشتم که من با شما در یک حسنه شریک باشم و آن نود و نه حسنه از آنِ شما دو نفر باشد. پس آن دو ده هزار درهم به او دادند، اما او آن را پس داد. آن دو به او گفتند: چرا از احسان ما نمیگیری و ما را از ثواب خود محروم میکنی؟ پس گفت: ای گروه مؤمنان، هر کس آذوقه امروزش را داشته باشد و مال برادرش یا آذوقه فردای او را غنیمت بشمارد، قطعاً رشته پیوند میان او و عصمت ایمان بریده شده است.




