دشمنان شیعه در چهرههای مسخشده
از یکی از شیعیان روایت شده است که به پیشگاه مولایمان جعفر صادق -عَزَّ عَزُّهُ- شکوه کرد و عرض نمود: ای مولای من، همانا اضداد در بازارها با ما به ستیز برمیخیزند و با زشتی و بدی ما را تحقیر میکنند. پس مولایمان -عَزَّ عَزُّهُ- فرمودند: آیا این امر تو را اندوهگین میسازد؟ عرض کرد: آری ای مولای من، همانا ما را اندوهگین میکند. پس دست او را گرفت و با وی به بازار رفت و پرده از چشمانش برداشت. آنگاه او به بوزینهای در دکانی نگریست که نان میفروخت، و سگی که ایستاده و زنبیلی در دست داشت و نان میخرید، و خوکی که گوشت میفروخت، و گرگی که از او گوشت میخرید، و هر کدام آنچه را مییافت میخرید، و تمام کسانی را که در چهره انسان بودند، در چهره مسخشدگان دید. پس به ایشان عرض کرد: ای مولای من، من طاقت نگاه کردن به اینان را ندارم. پس مولایم -عَزَّ عَزُّهُ- به او فرمودند: کسانی که چهره و آفرینش آنها اینگونه است، نباید سخنانشان تو را اندوهگین سازد. به ایشان عرض کرد: ای مولای من، آیا آنها حقیقتاً اینگونهاند و هیچکس آنان را نمیبیند؟ مولایم -عَزَّ عَزُّهُ- فرمودند: آنان در چشمان شما تنها به همین صورت انسانی هستند تا بتوانید با آنان بخورید و بیاشامید، سپس ما آنها را به وضعیتی بدتر از این منتقل خواهیم کرد.




