همانا مولایمان امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- ، قدیمی ازلی است، علتِ همهٔ علتها، معنای معناها پروردگارِ سبعِ مثانی، غایتِ قصوی (نهاییترین مقصود) و نهایتِ کبراست، و اوست که مقصودِ تمامیِ آفریدگان است؛ معبودِ معبودان و پروردگارِ پروردگاران، بود در حالی که هیچ مکانی نبود، و نه هیچ گاه و زمانی، و نه هیچ حرکت و حسّ و گوهر و جنسی یکتای بیهمتای بینیاز است. ارادهکنندهای است که هیچ ارادهکنندهای همراهِ او نیست و هر چیزی در مشیتِ اوست، و مشیت در فطرتِ اوست، و فطرت در دانشِ اوست، و دانش در قدرتِ اوست، و قدرت در لطفِ اوست. پس چون آشکار ساختنِ حکمتِ خویش و اعلانِ دعوتِ خود را اراده فرمود: آنچه را از آفریدگان پدید خواهد آمد، پیش از پدید آوردنِ آفرینش دانست، و نیز نیازِ آنان را به کسی که ایشان را به سوی او بخواند و بر او دلالت کند؛ پس سرورمان محمد -عَزَّ عَزُّهُ- را از نورِ ذاتِ خویش اختراع نمود، و او را تکوین بخشید و استوار و محکم ساخت و او را عقل نامید.
و به عقل فرمود: پیش آی، پس پیش آمد؛ و به او فرمود: پشت کن، پس پشت کرد پس به او فرمود: سوگند به عزت و جلالم، هیچ آفریدهای نیافریدم که نزد من از تو محبوبتر باشد؛ به وسیلهٔ تو ستانم و به وسیلهٔ تو بخشم.
پس اوست اسمِ اعظمِ او، و حجابِ گرامیترِ او، و نفسِ بیمدهندهٔ او، و چشمِ بینا و گوشِ شنوا، و پهلوی استوار، و جانبِ شکستناپذیر، و عرشِ کریم و کرسیِ فراخِ او.




