از راست و چپ از من جدا میساختی؛ پس اگر نبود آنچه از شکیبایی بر دلم بستی، بیگمان آتش را به سوزاندنِ آنان فرمان میدادم، اما مرا شکیبا داشتی، پس همانگونه که منّت نهادی استوار ماندم؛ این امتنانی از من بر تو نیست بلکه فضلِ تو بر من است ای صاحبِ گنبدهای بهمنیه، و پردهبرداریهای مرواریدگون، و ظهورهای فارسی و علوی! هر گونه که خواستی بصیرتی بر بصیرتم بیفزا و در هر لحظه درجم را بالا بَر تا مرا به نیکوکارانِ خالصشدهٔ برگزیده ملحق سازی، و مرا از هر شکی که ملحدان ورزیدند و آنچه کوتاهیکنندگانِ گمراه به تو نسبت دادند عاری گردانی؛ تو بس والاتری از آن والاییِ بزرگ! فرزندِ تو همان قدرتِ منسوب به توست، و همسرِ تو همان نعمتِ آغازشده از توست، و هر چیزی نابودشونده است مگر وجهِ تو، و فانی است مگر بقای تو؛ و من بدان اقرارکننده و معترفم، پس آن را از من بپذیر و اندکچیزی را که از پایبندی به حقوقِ برادرانم بهجا میآورم پذیرا باش، چرا که من تابِ آنچه از امرِ آنان بر عهدهام نهادی ندارم، ای لاهوتِ بزرگتر و ای پروردگارِ کریمتر.




