نزدِ تو جز بر تمکن و استواریش افزوده نگشت، و به آنچه از معرفتت بر من منّت نهادی و به هر غیبی از غیبهایت که در باطنِ دانشت پوشیده است، و به آنچه از پردههای خویش برای اولیایت گشودی، و به شکیباییام بر بلای تو، که از جانبِ خود الهامِ شکیبایی را بر من تفضل فرمایی؛ من بندهٔ توام، لبیک لبیک، شنوندهٔ دعوتِ توام اجابتکنندهٔ تلبیهٔ توام، اقرارکننده به یگانگیِ توام، ردکنندهٔ ضدّانِ توام، پذیرندهٔ رازهای توام، اگرچه جهانیان از من دوری گزینند و در میانِ اسرافکاران به کفر متهم شوم؛ و هیهات که نیرنگشان مرا در هم شکند، یا گمراهیشان مرا به هراس اندازد، یا آنچه میگویند و برای تو آشکار میسازند مرا به خشم آورد؛ از انتسابِ فرزندی شناختهشده و همسری موصوف، و حدّی زدهشده، و سببی بریدهشده، و نسبی منسوب؛ سهو کردند و اشتباه نمودند و منحرف گشتند. سپاسِ من اندک شد و بردباریام کاستی گرفت آنگاه که مرا نگاه داشتی از اینکه مرا از آنان قرار دهی، و مرا از آنچه بدان مشغول شدند از دوری از تو والا داشتی؛ پس بر کدامیک از نعمتهایت تو را سپاس گویم، و با کدام زبان تو را یاد کنم بر اینکه بارهای گران را از من برداشتی یا زنجیرهایی را که بر دیگران لازم ساختی از من فرو نهادی؟ ﴿اینگونه آنان را به سزای کفرشان کیفر دادیم، و آیا جز ناسپاس را کیفر میدهیم؟﴾1 گمان برد هر که گمان برد که به آتش کشیدنم و آنچه بدکاران دیدند چنین بود که آتش مرا سوزاند و تنم را به درد آورد، در حالی که تو آن را
1سوره سبا، آیه 17




