میتراشیدند، و معنیِ تراشیدنِ آنها کنار زدنِ پردهٔ تقّیه بود. پس چون سرِ خویش را تراشید و راز را آشکار ساخت، به هموزنِ آن نقره صدقه میدهد، و معنیِ صدقهدادنِ او، بهرهمند ساختنِ نیازمندان و بینوایان از دانش و توحیدی است که نزدِ خویش دارد.
تلبیه و بخشش به برادران
از شیخ ثقه ابوالحسین محمد بن علی جلّی روایت شده که گفت: ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی از داوود بن حمدان برای من حدیث کرد که گفت: مولایمان امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- را زیارت کردم در حالی که پانزده خدمتکار همراهِ من بود، و ده هزار درهم که آن را برای بینوایانِ مؤمن بیرون آورده بودم. گفت: پس در همان حال که در زیارت بودم ناگاه مردی را دیدم که جُبّهای از پشم بر تن داشت و میانِ دو شانهاش نوشته شده بود: نه فروخته میشود و نه خریداری میگردد، و او میگفت: لبیک لبیک ای لاهوت، لبیک ای معدنِ ملکوت، لبیک ای کسی که آشکار شد در آنچه پنهان است، و پنهان شد در آنچه آشکار است، و آشکار گردید در نهان داشتن، و نهان گشت در آشکار بودن، و از خویشتن به سوی خویشتن دعوت نمود؛ پس بارخدایا تویی امیرِ نحل -عَزَّ عَزُّهُ- ، بارخدایا نورت درخشید، و روشناییات برآمد، و نامهایت تجلی یافت، و نعمتهایت




