مؤمن نایابتر از گوگردِ سرخ است
از او روایت شده که گفت: شیخ ثقه ابوالحسین محمد بن علی جلّی به اسنادی مرفوع از مولایمان صادق -عَزَّ عَزُّهُ- برای من حدیث کرد که فرمود: مؤمن نایابتر از گوگردِ سرخ است، و او را نشانهای است. پس گفته شد: ای سرورِ ما، نشانهٔ او چیست؟ فرمود اگر به این کوه بگوید برو، بیگمان روانه شود. پس روایت شده که کوه به گفتارِ او که فرمود برو، به حرکت درآمد، پس به آن فرمود: منظورم تو نبودی، پس بازایستاد.
از او روایت است در تفسیرِ گفتارِ او که مؤمن نایابتر از گوگردِ سرخ است: منظور مقداد است، و زنِ مؤمن نایابتر از اوست یعنی از مقداد و او امسلمه است، و او گوهرِ سرور سلمان -مِنْهُ السَّلَامُ- برای مولایمان امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- است. شعری از مولایمان امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- :
ما در خداییم نه به صورتِ حلول، بلکه مانندِ روشنایی که سایهای از آن دیده میشود. ما برآمدنگاههای نور را روان میسازیم آنگاه که آن غایبشده همگی طلوع کند. ما نه در میانِ مرزهای پدیدهها ورى هستیم و با آن پوشیدگی از چشمان پرتو میافشانیم جز اینکه ما نزدیکترینِ خانهها به شماییم و در میانِ ما، ما از شماییم برای شما، و در نور نوری است که والامقام است آن که در آن تهلیل گوید.




