همان فرمانروایی و مُلکی است که سلیمان آن را درخواست کرد و ﴿گفت: پروردگارا مرا بیامرز و به من پادشاهی و ملکی ببخش که پس از من سزاوار هیچکس نباشد، همانا تو بسیار بخشندهای﴾1 یعنی سزاوار نیست کسی مقامی بالاتر از او داشته باشد، چنانکه عربها در مقام بزرگداشت و برتری دادن میگویند: بعد از این دیگر هیچ مقامی نیست ای جابر، آیا نشنیدهای که جدم رسول خدا چگونه فرمود: پروردگارا مرا با ورودگاهی راستین وارد کن و با خروجگاهی راستین بیرون ببر. یعنی مرا در غیبهای صفاتت که همان صدق یقین و نهایت آرزوی امیدواران است وارد ساز، و مرا از این صفاتِ دگرگونشونده خویش بیرون ببر، بیرون بردنی راستین و حقیقی که در آن بازگشتی نیست و تکراری پس از آن نخواهد بود. پدرش نوح نیز پیش از او چنین گفت ﴿پروردگارا مرا در جایگاهی پربرکت فرود آور و تو بهترین فرودآورندگانی﴾2 و همانا پیامبر شما بزرگترینِ پیامبران در محنت و استوارترینِ آنان در آزمایش بود، آنگاه که خداوند او را چنین توصیف کرد و فرمود: ﴿آیا تو را یتیم نیافت پس پناه داد﴾3 یعنی در محنت یگانه و در ابتلا بینظیر و بیهمتا بودی، پس دلهای صادق را به سوی تو روانه ساخت و زبانهای گویا را به یاد تو به سخن درآورد. ﴿و تو را گمشده یافت پس هدایت
1سوره ص، آیه 35
2سوره مومنون، آیه 29
3سوره ضحی، آیه 6




